تبليغاتX
تبسم عشق


تبسم عشق

برای تو مینویسم

زیباست پرواز پرستو ها در امتداد خط عشق

گاهی به سوی جنوب میروند گاهی به سوی شمال

گاهی به اوج میروند گاهی ز موج

پرواز میکنند در امتداد خط طلایی غروب

چه زیباست تبسم عشق از نگاه تبسمشان 

و چه زیباست تبسم عشق از نگاه من و تو

با احترام تقدیم به همه دوستان و خوانندگان تبسم عشق و ممنون از حضور سبزتون......... سارا

پنج شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ | 13:11 | سارا | 15 نظر |

چشمانم در عبور لحظه های سخت

در میان اشک های تلخ

چه بی فروغ میشود

سکوت میکند حق حق آن قلب بیمارم

برای توست میبارد نگاه بی فروغم

به چشمان تو دل بسته صدای نم نم باران

همان لحظه که میبیند نگاهت را

درون عکس زیبایت عزیز نازنینم  باز

چه بیتابست چشمانم

چه دلگیرست آه لحظه های هر شبم اینبار

برایت مرده قلب بیمارم

نمیدانی که بس بیمار بیمار است

ز بیتابی مهتاب

 زعشق  بیفروغ  یاس

برای آسمانم باز

بمان ای نازنینم  باز ..... سارا

جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۹۰ | 22:57 | سارا | 20 نظر |

پهن میکند دامن سپیدش را به روی زمین سرد

آرام آرام مینشیند به روی دستانم

بر روی چشمانم

بر روی چتری که بر سرم گرفته ام

بی تو در خیابان قدم میزنم

با تو انتظار را تجربه میکنم

بی انکه بدانی سرد میشوم

میمیرم تا بی نهایت وجودم

در یادت قلب خسته ام سرد میشود

پلکانم در عطش دستانت یخ بسته

در انتظار مینشیند اشک هایم

اینبار اشک هایم یخ میبندد  همچون رودخانه ی  خاطراتم

عروس زیبای خاطراتم بر من ببار

بی آنکه لحظه ای درنگ در چشمانت باشد

با من بخوان هر صفحه از خاطراتم را

شاد شاد بوده ام

بیتاب بیتاب

همچون ستارگان آسمانم  در تکاپو

چه چیز همه را از من گرفته

چه چیز میتواند یخ تبسمم را آب کند

نمیدانم .................................... سارا

 

پنج شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۰ | 22:46 | سارا | 5 نظر |

اللهم عجل لولیک الفرج

سال روز آغاز امامت امام عصر امام مهدی (عج) را به شما  دوستان تبریک میگویم .

به انتظار مینشینیم و برای ظهورت دعا میکنیم کاش  برای ظهور عدالت جهانیت در عمل نیز تلاش کنیم تا

شاید لایق حضور در کنارت باشیم آنهنگام که سکوت را میشکنی و پرده ها را کنار میزنی تا  نوای عدالت را

 در سراسر جهان  طنین انداز نمایی .... سارا

 

 

 

چهارشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ | 22:29 | سارا | 4 نظر |

با نام تو آغاز میکنم ای که نام توست بهترین نام ها

با تو بهترین تقدیر برایم رقم میخورد و بی تو نه

با تو چشمانم خیس میشود و بی تو نه

با نگاه تو نگاهم شاد میشود و بی تونه

با تو میمانم و بی تو نه

برای تو مینویسم و برای هیچ کس جز تو نه

و تنها از تو یاری میخواهم و از غیر تو نه

ای مهربانترین مهربانان ............... سارا

شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۰ | 12:18 | سارا | 21 نظر |

در اندوه میسوزد قلب خسته ی من

از اشک سیراب میشود چشمانم

دریای دلم امروز طوفانیست

گریان گریان در ماتم  میسوزد

حس تلخ دوریت حس از دست دادن چشمانت

وقتی که با من آشنا بود

حس از دست دادن نگاه مهربانت

وقتی به دنبالم دویدی

وقتی دستانم  در دستانت بود

وقتی مرا میبوسیدی شادی در چشمانت بود

از کودکی هایم بگو

وقتی برایم تاب میبستی زیر تبریزی کنار حیاط

وقتی برایم لالایی میخواندی

از بی مهری من بگو وقتی ندیدمت و رفتی

از این زمانه تنگ که در گیرش نشدی

و پرواز را ترجیح دادی

پروازت چه زیبا بود لحظه اذان

و من در گیر تعلقات دنیایی خود

بی خبر از رفتنت

اینجا اشک میریزم......... تقدیم به روح پاک پدر بزرگ مهربانم  ....سارا

چهارشنبه ۱۴ دي ۱۳۹۰ | 20:29 | سارا | 55 نظر |

برای ستاره من

شب است در چشمان من

رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون

بیصدا می آیی و بی صدا میروی

آهسته آهسته

گیج میشود حس دوست داشتن

در عبور لحظه های تلخ

من در انتظار تبسمت لبخند میزنم

سخت است باشی و انگار نباشی

سخت است لبخند بزنی  بی آنکه از حس خندیدن لذت ببری

من امشب در این سکوت سخت شکسته ام

از نبود من تو و آنکه رفته از کنارم

در سوگ نشسته ام

در ماتم دستانش

در سکوت میگریم و او اکنون در کنار خاطره هایم میخندد

امشب سخت پریشانم

بغض لعنتی سکوت را نمیتوان شکست

ستاره من تنها ی تنها میگریم

بی آنکه بدانی و التیام دهی ماتمم را

تمام خواهم شد از ناله های شب

از عبور لحظه های تلخ

ستاره من ستاره ام مرگ را تجربه کرده

و من بی آنکه ببینمش در سوگ نشسته ام

در سوگ و تنها میگریم........ سارا

 

چهارشنبه ۱۴ دي ۱۳۹۰ | 20:8 | سارا | 7 نظر |

آسمان آبی رویای شقایق هاست

وقتی که درخشش خورشید

بر عطش سرخی دشت نظاره میکند

پرواز قو های سپید بر فراز رودخانه چه زیباست

وقتی پرواز را رسیدنی دوباره میدانند

آواز میخوانند باهم میمانند و......

مست میشود طبیعت از استشمام بوی بهار

وقتی که هنوز چشمان نرگس به شقایق نگران است

وقتی که هنوز سرما جاریست

هنوز در نگاه حقایق دشت خالیست

وقتی که هنوز جای خیالت باقیست ...

 

دوشنبه ۱۲ دي ۱۳۹۰ | 9:14 | سارا | 16 نظر |

باران

ترانه ی زیبایت را دوباره برایم بخوان

دوباره ببار

بر گونه های شمدانی های حیاط

با من بگو از تپش های قلب برگ های یاس

از درخشش چمن

 هنگامی که بر آن میباری

از سپیدار کنار حیاط 

 آن هنگام که پناهگاه میشود

برای گنجشک های باغ

چه زیباست لحظه ی باریدنت آن هنگام 

 کنار پنجره اتاقم

از دور تماشایت میکنم  و تو میباری و میباری و ....

چه زیباست قدم زدن آن هنگام

که بر سرم چتر میسازم

از برگ های گل های لاله و تو میباری و.......

آری اینجا گل های لاله در مرداب میرویند و برگ هاشان چتر میشود

و آنجا در دشت

اینجا گل های لاله صورتی اند و آنجا هزار رنگ

اینجا اینچنین تبسم عشق را نثار هم میکنند

ولی آنجا را نمیدانم

باران

دوباره آهنگ زیبایت را بر فراز خانه میشنوم

دوباره آرام میشوم

با صدای زیبایت سال هاست خو گرفته ام

بی تو

همچون کویر در عتش فراق میسوزم

دوباره ترک میخورم

دوباره میشکنم

تنها با صدای توست که جان میگیرم

و زندگی را تازگی را پاکی را همه را از تو آموخته ام

دوستت دارم............ سارا

 

 

 

 

يکشنبه ۱۱ دي ۱۳۹۰ | 22:14 | سارا | 5 نظر |

با نام تو جان میگیرد هر آنچه که نیست

و با یاد تو فرجام میگیرد هر آنچه که هست

در این شب زیبا و سرد  زمستانی ولادت

با سعادت امام موسی کاظم (ع) رو به همه

شما تبریک میگم و از همتون ممنونم

که به آسمون نوشته هام سر میزنین و

نظر های قشنگتون رو میزارین تبسم عشق همیشه منتظر حضور گرمتونه.

شنبه ۱۰ دي ۱۳۹۰ | 23:55 | سارا | 14 نظر |

1234
www . night Skin . ir